
بیا ! بهار تمام قشنگی ها...
دوشنبه 97/09/12
روزهایم دو دستی بر سر زدند و گفتند؛ دیدی چه شد؟؟ باز هم کسی نگفت بهار…
باز هم کسی بهاررا یاد نکرد! یکی نگفت با یک گل هم بهارمی شود…!
گفتم: حالا دیگر قصه ی غربت بهاررا همه می دانند، حتی شما…
گفتند: همین جاست قصه ی غربت بهار، غربت بهارهم غریب است!
داستان هایم همه تکراری شده اندبهارمن؛
خسته ام ، خسته ام از این تکرار، پاییز و زمستان و دوباره خزانی دیگر…
ادامه »